الفيض الكاشاني

98

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

حالت اوّل - آن كه قطع گرايش او تنها بر سبب شهوت باشد و بس ، در اين صورت جهادگر از او افضل است ، زيرا مجاهدهء او در ترك گناه دليل قوّت يقين و چيرگى دين او بر شهواتش مىباشد ، و اين نشانهء روشنى بر استحكام يقين و قوّت دين اوست . مقصودم از قوّت دين نيروى اراده‌اى است كه به اشارهء يقين برانگيخته مىشود و شهوت برخاسته از اشارهء شياطين را ريشه‌كن مىسازد . قوّت دين و نيروى يقين دو عامل نيرومندند و مجاهده به طور قطع بيانگر اين دو نيرو است ، اين كه گفته‌اند : كسى كه نفسش را رام كرده به سلامت نزديكتر است چه اگر سست شود به گناه باز نمىگردد درست است . ليكن اطلاق واژهء افضل بر آن خطاست و مانند اين است كه كسى بگويد : عنّين افضل از آدم نر است ، زيرا او از خطر شهوت ايمن است ، و كودك از بالغ بهتر است زيرا از سلامت برخوردارتر است ، و بينوا از پادشاه قاهرى كه دشمنانش را سركوب مىكند بالاتر مىباشد ، زيرا بينوا دشمنى ندارد ، و بسا پادشاه كه پس از بارها غلبه مغلوب مىشود . اين گفتار كسى است كه دلى پاك دارد و نظرش محصور در ظواهر است . نمىداند كه عزّت در رويارويى با خطرها و شرط رسيدن به قلّه‌هاى بلند در آمدن در سراشيبهاست ، بلكه چنان است كه كسى بگويد : شكارچيى كه اسب و سگ ندارد در فنّ شكار از آن كه سگ و اسب دارد برتر است ، چه او از اين كه اسبش چموشى كند و او را بر زمين زند و استخوانهايش را بشكند ايمن است ، همچنين از اين كه سگش بر او حمله كند و او را بگزد در امان است . امّا اين انديشه‌اى خطاست ، چه اگر دارندهء اسب و سگ قوى و دانا به طريق تأديب و رام كردن آنها باشد مرتبه‌اش عاليتر و به درك موفّقيت در شكار سزاوارتر است . حالت دوم - آن كه قطع گرايش او به سبب قوّت يقين و صدق مجاهدهء ديرين او و رسيدن به مرتبه‌اى باشد كه هيجان شهوت را در خود ريشه‌كن ساخته و چنان به ادب شرع ترتيب يافته است كه جز به اجازهء آن در شهوت او شورى پديد نمىآيد و به سبب استيلاى دين بر او نفس وى آرامش پيدا كرده است ، چنين كسى رتبه‌اش از مجاهده‌گرى كه در فرو نشاندن هيجانهاى شهوت خود و سركوب آن رنج مىكشد بالاتر است . آن كه گفته است : براى او فضيلت مجاهده نيست ، نشانهء قصور او از دانستن معناى مجاهده است ، زيرا مقصود از مجاهدهء با نفس خود آن نيست بلكه غرض قطع درنده خويى دشمن است تا تو را به سوى شهوتها بكشاند و اگر نتواند تو را بدان سمت سوق دهد در